دست از راحت طلبی برداريد. فقط زماني پيشرفت خواهی کرد که با سختيها و مشکلات مقابله کنيد
کاربر گرامی ، لطفا با یکی از مرورگرهای زیر از سایت بازدید کنید تا بهتر بتوانید از تمامی مطالب استفاده نمایید

داستان ذکری که پیامبر (ص) به جوان درحال مرگ گفت

  • دسته: داستانها و حکایتها »


    http://www.samenblog.com/uploads/z/zeynal/166159.jpg




    روزی به رسول خدا صلّی الله علیه و آله خبر دادند که جوانی از مسلمانان در بستر مرگ افتاده است. پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله به بالین او آمد ، دید در حال جان دادن است ، به او فرمودند: بگو «لا اِله اِلاّ الله»، زبان آن جوان لال شد و نتوانست این ذکر را بگوید.

    پیامبر صلّی الله علیه و آله به بانویی که بالای سر آن جوان نشسته بود فرمود: « آیا این جوان مادر دارد؟ »

    بانو عرض کرد: « من مادرش هستم. »

    پیامبر صلّی الله علیه و آله فرمودند: « آیا تو از این پسرت خشمناک و ناراضی هستی؟ »

    بانو گفت: « آری و اکنون شش سال است که با او سخن نگفته‌ام. »

    پیامبر صلّی الله علیه و آله شفاعت کرده و به آن بانو فرمودند: « از پسرت راضی شو! »،

    آن بانو گفت: «رَضِیَ اللهُ عَنهُ بِرِضَاکَ یَا رَسُول اللهِ؛ [به خاطر رضایت تو ای رسول خدا ، خداوند از او راضی شود.»] وقتی که بانو این سخن را که از رضایت خودش حکایت میکرد، گفت، زبان آن جوان باز شد، آنگاه پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله به او فرمودند: « اکنون چه می‌بینی؟ »

    جوان گفت: « مرد سیاه چهره و زشت قیافه‌ای را که لباس چرکین در تن دارد و بوی متعفّن و بسیار بد می‌دهد نزدم آمده و گلو و راه نفس مرا گرفته است. »

    پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرموند: « این ذکر را بگو:

    یَا مَنْ‏ یَقْبَلُ‏ الْیَسِیرَ وَ یَعْفُو عَنِ الْکَثِیرِ اقْبَلْ مِنِّی الْیَسِیرَ وَ اعْفُ عَنِّی الْکَثِیرَ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَفُوُّ الْغَفُور
    ای کسی که اطاعت کم را می‌پذیری، و از گناه زیاد می‌گذری، اطاعت کم مرا بپذیر، و از گناه بسیار من بگذر، چرا که تو آمرزنده مهربان هستی. »

    جوان، این کلمات را گفت، آن گاه پیامبر صلّی الله علیه و آله به او فرموند: « اکنون چه می‌بینی؟ »

    او گفت: « مردی سفید روی با لباس تمیز و خوشبو نزد من آمده است، آن سیاه چهره زشت روی، پشت کرده و می‌خواهد از نزد من برود. »

    رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: « این کلمات را تکرار کن. »

    او آن کلمات را تکرار کرد.

    پیامبر صلّی الله علیه و آله مجدداً فرمودند: « ای جوان، اکنون چه می‌بینی؟ »

    جوان گفت: « آن شخص سیاهِ زشت چهره رفت و دیگر او را نمی‌بینم، اکنون این شخص سفید و نورانی در نزد من است»؛ آن گاه در همین حال آن جوان در لحظات آخر گفت: «آن دو مرد سیاه رفتند، اکنون دو شخص سفید روی آمده‌اند تا جانم را بگیرند ». این را گفت و از دنیا رفت…


    منبع: امالی شیخ مفید، ص۲۸۷










راهنمای نصب

راهنمای نصب:


راهنمای دانلود: در صورت مشکل داشتن لینک دانلود لطفاً از طریق پشتیبانی و یا از قسمت نظرات پایین همین صفحه اطلاع دهید تا لینک بررسی شود. با نرم افزار مدیریت دانلود ( اینترنت دانلود منیجر ) دانلود نمایید.

مشخصات

فرمت :

زبان :

تعداد صفحه :

اندروید مورد نیاز :

نویسنده : زینال
تاریخ ارسال این مطلب : 1392/08/15
عنوان این مطلب : داستان ذکری که پیامبر (ص) به جوان درحال مرگ گفت
دسته : داستانها و حکایتها »
آدرس کوتاه این مطلب : www.zeynal.ir/1539.html

نظرات شما

نظر شما
نام شما:
ایمیل:
وبسايت:
کد تایید:
نظر خود را در کادر زیر بنویسید

پسورد تمامی فایلهای فشرده شده www.zeynal.ir می باشد.

دانلود Hamrah site zeynal v5.3 - نرم افزار همراه سایت زینال


  • http://zeynal.ir/uploads/z/zeynal/375276.jpg


    برنامه همراه سایت زینال در نسخه اندروید منتشر شد. شما کاربران با نصب این برنامه در گوشی اندروید خود ، میتوانید به راحتی از سایت بازدید کرده و از به روزرسانی آن آگاه شوید. با نصب این برنامه در گوشی موبایل یا تبلت ، در هر جا که باشید میتوانید از سایت بازدید نموده و از مطالب آن استفاده کنید.