دست از راحت طلبی برداريد. فقط زماني پيشرفت خواهی کرد که با سختيها و مشکلات مقابله کنيد
کاربر گرامی ، لطفا با یکی از مرورگرهای زیر از سایت بازدید کنید تا بهتر بتوانید از تمامی مطالب استفاده نمایید

شخصیتهای معاصر در شهر خوی

  • دسته: تحقیق،جزوه،پروژه »


    http://zeynal.ir/uploads/z/zeynal/215668.jpg


    آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی
    سید ابوالقاسم خویی فرزند سید علی ‏اکبر بن میرهاشم موسوی خویی در سال 1271 در خانواده علم و تقوا در شهر خوی به دنیا آمد. وی از مفاخر بزرگ جهان تشیع و از مشاهیر فقه و اصول و از مدرسان پرآوازه حوزه علمیه نجف اشرف و از مفسران و قرآن‏پژوهان عالیقدر اسلام است.
    پدرش؛ آیت‏ الله حاج سیدعلی‏ اکبر فرزند سیدهاشم موسوی خویی، از شخصیت‏های برجسته خوی بود که به سال 1285 قمری در خوی زاده شده و به سال 1371قمری درگذشته است. او به دنبال اختلاف علما در جریان نهضت مشروطیت به نجف اشرف مهاجرت کرد و در آنجا رحل اقامت گزید. سیدابوالقاسم، دوران کودکی و نوجوانی را زیر نظر پدر گذراند و مقدمات علوم عربی و صرف و نحو و قرآن را از وی آموخت. در سال 1330 قمری به همراه برادرش سیدعبدالله خویی، رهسپار نجف اشرف شد و به پدرش پیوست. او جوانی باهوش بود و استعدادش مایه شگفتی و اعجاب استادان حوزه علمیه نجف گردید. برخی از استادان مشهور آیت‏الله خویی، عبارتند از آیات عظام؛  شیخ فتح‏الله شریعت اصفهانی (م 1339ه)؛ حاج شیخ مهدی مازندرانی (م 1342ه)؛ میرزا حسین نائینی (م 1352ه)؛ شیخ محمدجواد بلاغی (م 1352ه)؛ میرزا علی‏آقا شیرازی فرزند میرزای شیرازی (م 1355ه)؛ سیدحسین بادکوبه‏ای (م 1358ه)؛ آقا ضیاءالدین عراقی (م 1361ه)؛ شیخ محمدحسین غروی اصفهانی.

    تحصیل آیت‏ الله خویی بیشتر در محضر درس میرزای نائینی و کمپانی بوده‏است و همواره در جلسات درس آن دو شرکت می‏جست و آنگاه که شنید جلسات درس میرزای نائینی آغاز شده، سفری را که به ایران داشت، ناتمام گذاشت و دوباره به نجف بازگشت. وی پس از 20 سال تحصیل در نجف اشرف، به درجه اجتهاد رسید و جمعی از علمای بزرگ به اجتهادش شهادت دادند. حوزه درسش تا پایان عمر ادامه داشت و چنان شهره یافت که در دو دهه آخر عمرش، در حوزه‏ های علمیه عراق، بلکه جهان اسلام بی‏ نظیر بود و صدها نفر از جویندگان علوم و معارف اسلامی در درسش حضور می‏ یافتند.بسیاری از فقها و فضلای امروز، خوشه‏چین دانش بیکران این استاد والامقام می‏ باشند. برخی از شاگردانش عبارتند از: آیت‏ الله میرزا جواد تبریزی، آیت ‏الله سیدابوالحسن شیرازی، آیت‏ الله سید جمال‏ الدین خویی، آیت ‏الله باقرشریف قرشی، آیت‏ الله باقر ایروانی، سید محمدباقر حکیم.

    آیت‏ الله خویی آثار ارزشمند و کم ‏نظیری به جهان اسلام ارائه داده که در زمینه تأسیس مراکز فرهنگی و تبلیغی و خدمات اجتماعی، موارد زیر قابل ذکر است:

    - مدرسه و کتابخانه حضرت آیت‏ الله خویی در مشهد؛
    - مدینة العلم حضرت آیت‏ الله خویی در قم؛
    - مدرسة دارالعلم آیت‏ الله خویی در نجف اشرف

    همچنین در بمبئی، بانکوک، داکا، پاکستان، مالزی، بیروت، نیویورک، لندن، اندونزی، فرانسه، لوس‏ آنجلس و دیگر نقاط جهان، مراکز فرهنگی و پژوهشی مشابهی تأسیس کرده که در تبلیغ مذهب تشیع در جهان بسیار موثر و کارآمد بوده ‏اند.

    برخی از آثار سید ابوالقاسم آیت‏ الله خویی:
    - «معجم رجال حدیث»؛ در بیست‏ودو جلد که فرهنگ بزرگی در زمینه شناخت بیش از 15670 نفر از رجال و راویان احادیث است؛
    - «فقه الشیعه»، در 5 جلد، در فقه؛
    - «مصباح الاصول»، در 2 جلد، در اصول استدلالی؛
    - «اجود التقریرات»، در تقریرات دروس مرحوم میرزای نائینی، در 2 جلد؛
    - قصیده در مدح امیرالمومنین (ع) در 900 بیت؛
    - اضاء القلوب (خطی)؛
    - آثار العقول3

    آیت‏ الله العظمی خویی که عمر ارزشمند خویش را در راه نشر معارف اسلام و قرآن گذراندند، سرانجام در پی یک بیماری قلبی، در روز شنبه 17 مرداد 1371 (مطابق با 8 صفر 1413 قمری) در کوفه دارفانی را وداع گفت و به دیار باقی شتافت. آثار علمی ارزشمند این مرد بزرگ به دهها جلد کتاب در فقه و اصول و تفسیر و رجال منحصر نمی ‏شود. هزاران تربیت یافته در حوزه دروس غنی و سرشار او هم اکنون در همه بلاد اسلامی پراکنده‏ اند. این بزرگوار، یکی از نخستین کسانی بود که پس از شروع نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) حوزه علمیه نجف را به اهمیت حوادث ایران متوجه ساخت و سعی و کوششی ارجمند در همراهی با حرکت عظیم روحانیت و مردم در ایران، مبذول داشت. در نهضت خونین مردم عراق در رمضان سال 1412 قمری قطب اصلی نهضت و مرکز صدور حکم قیامت اسلامی بود و به همین دلیل پس از سرکوب این نهضت به واسطه رژیم خونخوار بعثی، این ‏کهن مرد دانشمند، مورد آزار و شکنجه و اهانت مأموران سنگدل بعثی قرار گرفت و در معرض خطر جدی واقع شد و پس از آن‏که به فضل الهی از خطر، نجات یافت تا مدت‏ها زیر نظر مأموران بعثی در شرایط سخت قرار داشت.

    آیت ‏الله‏ العظمی خویی در زمینه علوم قرآن و تفسیر، سه اثر ارزشمند، تألیف کرده‏ اند که عبارتند از:

    - نفحات الاعجاز فی رد حُسن الایجاز
    - البیان فی تفسیر القرآن
    - فقه القرآن علی المذاهب الخمس

    ................................................................................................................................

    http://zeynal.ir/uploads/z/zeynal/215669.jpg


    دكتر محمدامین ریاحی
    دکتر محمدامین ریاحی در یازدهم خرداد 1302 در خوی  در یکی از خاندانهای قدیمی این شهر متولد شد. دوره‌های تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در خوی گذراند. پس از آغاز جنگ جهانی دوم و اشغال آذربایجان توسط نیروهای خارجی، در سال 1321 برای ادامه تحصیل به تهران رفت و دوره‌ دانشسرای مقدماتی را گذراند. سپس به ادامه تحصیل در دانشسرای عالی و دانشکده ادبیات دانشگاه تهران پرداخت. طی دوره تحصیل در دانشکده ادبیات، از درس‌های نسل اول اساتید برجسته این دانشگاه از جمله بدیع‌الزمان فروزانفر، عباس اقبال آشتیانی، ملک‌الشعرا بهار، احمد بهمنیار، عبدالعظیم قریب و ابراهیم پورداود  بهره گرفت. پس از آنکه در سال 1327دوره لیسانس زبان و ادبیات فارسی را به پایان رساند، تحصیل در دوره دکتری را آغاز کرد. در سال 1337 پس از دفاع از رساله دکتری خود با موضوع «تحقیق و تصحیح مرصادالعباد نجم‌الدین رازی» به راهنمایی فروزانفر، درجه دکتری در زبان و ادبیات فارسی گرفت. به نوشته محمدعلی اسلامی ندوشن، وی «یکی از آخرین کسان از نسل ادبای معتبر بود... که طی شصت سال در صحنه فرهنگ ایران حضور داشت و هرچه نوشت دقیق و قابل اعتماد بود.»
    محمدامین ریاحی از سال 1327 که آغاز کار او در فرهنگ بود، دبیر و رئیس دبیرستانهایی در قم، گرگان، قزوین و تهران، رئیس دانشسرای گرگان (از 1330 و استاد دانشگاه تهران (تا 1357) بوده است. او از 1335به مدت پنج سال عضو هیئت مؤلفان لغت‌نامه دهخدا بود. از سال 1327عضو هیئت مدیره جامعه لیسانسیه‌های دانشسرای عالی بود. در ابتدای سال 1340 عهده‌دار مدیرکلی وزارت فرهنگ شد، و در مدت سه سال در پرتو تجربه‌هایی که طی سال‌های تدریس دبیرستانی از وضعیت نابسامان کتاب‌های درسی داشت، طرح سامان‌دهی و یکنواخت‌سازی کتاب‌های درسی دبیرستانی را بنیاد نهاد. هدف این طرح، خارج ساختن کتاب‌های درسی از میدان رقابت ناسالم ناشران و مؤلفان، قرار دادن کار تألیف و چاپ کتاب‌های درسی دبیرستانی در اختیار وزارت فرهنگ، و تهیه کتاب‌های درسی دبیرستانی با کیفیت مناسب بود. طرح کتابهای درسی با وجود مخالفت‌ها و دخالت‌های گسترده ناشران و مؤلفان ذینفع در تهیه و چاپ کتاب‌های درسی، طی چند مرحله به اجرا درآمد، و نهایتا در سال 1342 با تأسیس سازمان کتاب‌های درسی وابسته به وزارت فرهنگ (بعداً وزارت آموزش و پرورش) برای تالیف کتاب‌های درسی جدید، موجبات ارتقای کیفیت آموزش دبیرستانی را فراهم آورد. دکتر ریاحی ضمن چند مقاله در ماهنامه? آموزش و پرورش (سال 1342) و نیز در مقاله‌ای با عنوان ماجرای کتاب‌های درسی (1377) شرحی از اقدامات خود در وزارت فرهنگ را در آن دوره آورده است. دکتر محمدامین ریاحی طی سال‌های بعد عهده‌دار چندین سمت فرهنگی از جمله رایزنی فرهنگی ایران در کشور ترکیه و تدریس در دانشگاه آنکارا (از 1342)، دبیرکلی هیئت امنای کتابخانه‌های عمومی کشور (از 1350)، نیابت ریاست فرهنگستان ادب و هنر ایران، ریاست دانشکده هنرهای دراماتیک، ریاست بنیاد شاهنامه فردوسی (از 1354)، مشاور وزیر فرهنگ و هنر، و وزارت آموزش و پرورش (1357) بود. به نوشته محمدعلی اسلامی ندوشن «گذشته از پژوهش ادبی و تدریس، دکتر ریاحی در مناصب اجرایی نیز خدمت‌های صادقانه‌ای به فرهنگ کشور کرد، چون در سمت رایزنی فرهنگی در ترکیه و سرپرستی بنیاد شاهنامه، و در هر موقعیتی که بود، از کسانی نبود که با ادب فارسی به عنوان یک شغل، یک مقام یا یک وظیفه روبرو می‌شوند، بلکه از کسانی بود که جان و دل در راه آن می‌نهند.»

    دکتر محمدامین ریاحی در 25 اردیبهشت 1388 در 86 سالگی در تهران درگذشت.

    ارزیابی آثار
    از مشهورترین تألیفات محمدامین ریاحی می‌توان به «سرچشمه‌های فردوسی‌شناسی»، «گلگشت در شعر و اندیشه حافظ»، «تاریخ خوی» و «زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی» اشاره کرد که از نظر اصالت و دقت نظرهای ابرازشده مورد توجه ادب‌شناسان قرار داشته است. آثار دکتر محمدامین ریاحی در حوزه شناسایی و تصحیح متون کهن فارسی، و کوشش‌های او در این زمینه همچون مرصادالعباد، نزهةالمجالس , شش فصل علاوه بر آن‌که راهگشای پژوهندگان متون فارسی از نظر روش تحقیق و تصحیح بوده، با توجه به یافته‌های تحقیقی ارائه‌شده در مقدمه‌ها و تعلیقات همواره مورد استفاده و استناد پژوهشگران در حوزه‌های ادب و تاریخ و فرهنگ ایران قرار داشته‌است. فصل مهمی از فعالیتهای علمی و پژوهشی دکتر محمدامین ریاحی مربوط به شاهنامه و فردوسی بوده است. بنیاد شاهنامه فردوسی بنابر طرح پیشنهادی وی به وزارت فرهنگ و هنر تأسیس شد و او علاوه بر تهیه اساسنامه بنیاد شاهنامه، از ابتدای تشکیل بنیاد در سال 1350 عضویت هیئت امنای آن را داشت. در سال 1354 جانشین مجتبی مینوی در سمت ریاست علمی بنیاد شد. از آن هنگام تا زمان توقف فعالیت در پایان سال 1357فعالیت‌های بنیاد شاهنامه در زمینه گردآوری نسخه‌های خطی شاهنامه و ویرایش و انتشار بخش‌هایی از متن شاهنامه شتاب بیشتری یافت.در آبان 1356 به دعوت او نخستین مجمع علمی بحث در باره شاهنامه با حضور تعدادی از محققان برجسته در بندرعباس تشکیل شد که برگزیده‌ای از گفتارهای این مجمع تحت عنوان «شاهنامه‌شناسی» سال بعد منتشر شد. دکتر محمدامین ریاحی در سال 1369موجبات تجدید چاپ شاهنامه ژول مول را که هنوز از ویرایشهای معتبر شاهنامه به شمار می‌آمد فراهم آورد و مقدمه‌ای جامع بر آن نوشت. در مقاله «سال‌شماری زندگی فردوسی و سیر تدوین و تکمیل شاهنامه» که در سال 1371انتشار یافت برپایه اشاره‌های موجود در متن‌های کهن به زندگی فردوسی و نیز با تکیه بر بیت‌هایی از شاهنامه سال‌شماری دقیقی از رویدادهای زندگی فردوسی تا آنجا که منابع امکان می‌داد فراهم آورد. چندی بعد در 1372 یکی از مهمترین آثار پژوهشی او «سرچشمه‌های فردوسی‌شناسی، مجموعه نوشته‌های کهن درباره فردوسی، شاهنامه و نقد آنها» منتشر شد. در این اثر مرجع، وی با بررسی منابع قدیم فارسی آنچه را با زندگی فردوسی پیوند دارد، همراه با بررسی انتقادی و به ترتیب تاریخی، آورده است. مقدمه جامع این کتاب که خود رساله‌ای در فردوسی‌شناسی است، پرتوهای تازه‌ای بر زندگی فردوسی می‌افکند و دربردارنده آگاهی‌های بسیاری درباره آفریننده شاهنامه است. اما مشهورترین کوشش دکتر ریاحی در راه شناخت شاهنامه و فردوسی، تألیف کتاب «فردوسی: زندگی اندیشه و شعر او» است که اولین بار در 1375انتشار یافته و به اعتقاد بسیاری از صاحب‌نظران بهترین اثر عمومی در معرفی فردوسی و شاهنامه است. از سال 1318 که اولین مقاله به قلم محمدامین ریاحی در مجله ارمغان به چاپ رسید، طی بیش از شصت سال مقاله‌های تحقیقی متعددی از او در نشریه‌های تحقیقی، و نیز در یادنامه‌های بزرگان ادب و فرهنگ ایران منتشر شد. گزیده‌ای از این مقاله‌ها با عنوان چهل گفتار در ادب و تاریخ و فرهنگ ایران در سال 1379 به چاپ رسید. از فعالیتهای مطبوعاتی او سردبیری هفته‌نامه مهرگان (ارگان جامعه لیسانسیه‌های دانشسرای عالی)، مدیریت هفته‌نامه کیهان فرهنگی (برای معلمان)، ماهنامه آموزش و پرورش (نشریه وزارت فرهنگ)، و فصلنامه سیمرغ (نشریه بنیاد شاهنامه) را می‌توان نام برد. در سال 1337 محمدامین ریاحی ضمن مقاله‌ای که در مجله یغما انتشار داد، مدفن فراموش‌شده شمس تبریزی را در شهر خوی بازشناسی کرد و طی تحقیقات بعدی با ارائه شواهد تاریخی قطعی، واقع بودن مدفن شمس تبریزی را در این محل به اثبات رساند. از آن پس مزار شمس تبریزی در خوی توسط غالب محققان شناخته شد، و بازسازی محوطه تاریخی مزار شمس تبریزی از دهه 1370 در دستور کار مسئولان قرار گرفت.

    کتاب‌شناسی

    - دیوان رشید یاسمی (گردآوری)،

    - جهان‌نامه، تألیف محمد بن نجیب بکران (تصحیح

    - داستانی به نام کتاب درسی، تاریخچه کتابهای درسی در ایران و گزارش اصلاح آن (تألیف)

    - مفتاح‌المعاملات، تألیف محمد بن ایوب طبری (تصحیح

    - مرصادالعباد، تألیف نجم‌الدین رازی (تصحیح)، 

    - گزیده? مرصادالعباد (تصحیح)، 

    - رتبةالحیات، تألیف خواجه یوسف همدانی (تصحیح)، 

    - رسالةالطیور، تألیف نجم‌الدین رازی (تصحیح)، 

    - عالم‌آرای نادری، تألیف محمدکاظم مروی (تصحیح)، 

    - نزهةالمجالس، تألیف جمال خلیل شروانی (تصحیح)، 

    - کسایی مروزی، زندگی، اندیشه و شعر او (تألیف)، 

    - گلگشت در شعر و اندیشه حافظ (تألیف)، 

    - سفارتنامه‌های ایران، تاریخ روابط پانصدساله ایران و عثمانی (تألیف)، 

    - زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی (تألیف)، 

    - معرفةالاسطرلاب معروف به شش فصل، به‌ضمیمه? عمل‌والالقاب، تألیف محمد بن ایوب طبری (تصحیح)، 

    - تاریخ خوی، سرگذشت سه‌هزارساله منطقه شمال‌غرب ایران (تألیف)، 
    - سرچشمه‌های فردوسی‌شناسی، مجموعه نوشته‌های کهن در باره فردوسی و شاهنامه و نقد آنها (تألیف)، 

    - بگشای راز عشق، گزیده کشف‌الاسرار میبدی (تصحیح)، 

    - فردوسی: زندگی، اندیشه و شعر او (تألیف)، 

    - پایداری حماسی (مجموعه مقالات)، 

    - چهل گفتار در ادب و تاریخ و فرهنگ ایران (مجموعه مقالات)،


    دكتر ریاحی در مواقع فراغت و بعنوان تفنن شعر می سراید و آثار او بیشتر جنبه وطنی دارد و این که برای آشنایی بیشتر خواننده عزیز چند نمونه از اشعار ایشان ذیلاً درج میشود:

    ای مهد زرتشت

    مهد زرتشت ای گرامی خاك آذربایجانم

    آذر از عشق تو باشد هر شب و روزی به جانم

    گرچه دور افتاده ام زان آشیان انس باشد

    همچو مرغان قفس در سر هوای آشیانم

    مهر پرور مادرا در هجر این فرزند چونی

    من كه در هجر تو دائم اشك حسرت می فشانم

    باز گو چونی تو در چنگال بیرحم زمانه

    من كه بشكسته از حوادث خامه گوهر فشانم

    خشك شد از جور گردون چشمه طبع زلالم

    سوخت اندر آتش غم دفتر و كلك و بنانم

    دارم از هر كوه و دشتت خاطراتی تلخ و شیرین

    گنجها داری به كنج سینه از راز نهانم

    عطر گلهای تو سرمستم كند چون بامدادان

    آورد باد سحرگاهی پیام از دلستانم

    تا نپنداری كه دیگر گشته ام از جور گیتی

    من همان هستم كه بودم من همانم من همانم


    اینهم قسمتی از قطعه «مادر» كه گویا شاعر در بستر بیماری به یاد مادر سروده است :

    به مادرم

    نزار گشته ام از جور آسمان مادر

    شدم فسرده و بیمار و ناتوان مادر

    زهجر وی تو افتاده ام به بستر مرگ

    بیا و جان من از مرگ وارهان مادر

    به بوستان جهان تازه گلبنی بودم

    شكست شاخ گلم دست باغبان مادر

    رسید بانگ رحیلم زكاروان حیات

    گشود گرگ اجل سوی من دهان مادر

    معاشران به صبوری دهند پند مرا

    تو آگهی كه صبوری نمی توان مادر

    گذشت بیست و سه سالم به رنج و بودی تو

    امیدوار بدین پور نوجوان مادر

    نشاط عهد جوانی به راه من دادی

    خمیده شد قد سرو تو چون كمان مادر

    گرفته ام زتو درس پرستش میهن

    سپرده ای به من این گنج شایگان مادر

    به جز سعادت ایران و عز ایرانی

    بد نبود مرا هیچ آرمان مادر

    مراست فخر كه نفروختم شرافت ملك

    چو خلق بی هنر از بهر آب و نان مادر

    اگر پبا خبر مرگ من ترا آورد

    غمین مباش و مكن ناله و فغان مادر

    چرا كه هستی ده روزه نیست پاینده

    بشر مسافر و هستی چو كاروان مادر

    وگر ز پنجه غدا مرگ وارستم

    به آستانه پاكت شوم روان مادر

    خدا گواست مرا هیچ آرزوئی نیست

    جز اینكه نزد تو گیرم دمی مكان مادر

    من این قصیده فرستم بیادگار ترا

    جزاین چه خواهی از این پور ارمغان مادر


    حالا به چند بیت منتخب از چكامه ركتر ریاحی كه به مناسبت دوازدهمین سال تأسیس دانشگاه تهران سروده است توجه فرمائید:

    به شادمانی ایران و ملك و ملت و شاه

    فرا رسید دگر باره جشن دانشگاه

    زبر شكفتن گلهای علم گشت پدید

    بهار علم در این مملكت به بهمن ماه

    به روز نیمه بهمن ز مشرق امید

    بدین دیار دمید آفتاب عزت و جاه

    زیمن هستی دانشگه است اگر امروز

    شدند مردم ایران زحق خویش آگاه

    الا جوان پسندیده رأی دانشجو

    وطن به پنجه جهل و ستم اسیر مخواه

    به عزم محكم و فكری جوان و رأی درست

    وطن ز چشم بد حادثات دار نگاه

    نسیم صبح خرامد به دشت و باغ و چمن

    دهد به ملت ایران پیام دانشگاه

    كه ما مدافع حقیم و عدل و آزادی

    زچاه فتنه رهانیم مردم گمراه

    به ملك تا اثر از دانش است و دانشجوی

    به كاخ ملک شكست و فنا نباید راه

    ................................................................................................................................

    http://zeynal.ir/uploads/z/zeynal/215670.jpg



    عباس زرياب خويي
    دكتر عباس زرياب خويي در سال 1298 ه.ش در شهرستان خوي به دنيا آمد. وي بعد از رسيدن به درجه ي اجتهاد براي تكميل تحصيلات خويش وارد دانشگاه الهيات شد و پس از اخذ درجه ي ليسانس به آلمان رفت ، در رشته ي تاريخ و فلسفه از دانشگاه « ماينز » به اخذ درجه ي دكترا نائل آمد. وي سالهای متمادي در دانشگاه هاي مختلف به تدريس اشتغال داشت. زرياب خويي مدتي نيز با ديره المعارف بزرگ اسلامي و دائره المعارف مصاحب و بنياد دايره المعارف همكاري داشت و مقالاتي را به رشته ي تحرير در آورد . دكتر زرياب خويي در 14 بهمن 1373 فوت نمود.

    والدين و انساب: عباس ، فرزند علي ميباشد.

    تحصيلات رسمي و حرفه اي : خانواده ي زرياب خويي بنا به رسم آن روزگار ، وي را در پنج سالگي به آموزگار قرآن محل خود سپردند، تا قرآن را فراگيرد. سپس در هفت سالگي او را به دبستاني فرستادند، كه حدفاصل ميان مكتب هاي قديم و مدارس جديد بود. پس از به پايان رسانيدن دوره اول سه ساله دبيرستان ، وي مجبور به ترک تحصيل شد ، زيرا در آن روزگار در خوي دوره ي دوم دبيرستان وجود نداشت و دانش آموزاني كه مي خواستند و مي توانستند ، بايستي براي ادامه ي تحصيل رهسپار تبريز يا اروميه مي شدند. براي او چنين امكاني فراهم نبود ، اما شوق فراگيري علم كه هميشه در وجودش لبريز بود ، وي را به دنبال تحصيل علوم قديم كشاند و به فراكيري زبان عربي و علوم ديني روي آورد. دكتر زرياب به منظور ادامه ي تحصيل در سال 1316 ه.ش به شهر قم عزيمت نمود. وي در اين شهر از محضر استادان بزرگي بهره گرفت و دروس خارج فقه و اصول و فلسفه را آموخت و در كنار آنها ، به فراگيري علوم اجتماعي و فلسفي و روان شناسي و فقه و اصول اهل سنت و رياضي و زبان فرانسه اشتغال ورزيد. او در سال 1322 ه.ش، پس از اخذ اجازه ي اجتهاد به زادگاه خود بازگشت و آنگاه در سال 1324ه.ش به تهران آمد و دو سه سال بعد در دانشكده معقول و منقول دانشگاه تهران به تحصيل پرداخت و به اخذ درجه ي ليسانس نائل آمد. در سال 1334ه.ش ، بورس مطالعاتي اوقاف هومبولت آلمان غربي كه از مهم ترين بنيادهاي علمي و فرهنگي آلمان غربي بود ، در اختيار او قرار گرفت. حدود پنج سال را در ماينز و فرانكفورت و مونيخ به تحصيل و مطالعه در رشته هاي تاريخ ، علوم و معارف اسلامي ، فلسفه و فرهنگ تطبيقي گذرانيد و سرانجام در رشته ي تاريخ و فلسفه از دانشگاه « ماينز » به اخذ در جه ي دكترا نائل آمد. [ مجله نامه فرهنگ ، شماره 16 ، زمستان 1373 ]


    http://zeynal.ir/uploads/z/zeynal/215671.jpg

    احمد اقتداری، دکتر محمد امین ریاحی و دکتر زریاب خویی در کوشکک لورا ( ییلاق خانواده افشار)

    استادان و مربيان:
    دكتر زرياب خويي ، در طي دوران تحصيلات خود از محضر استاداني چون: حاج شيخ عبدالحسين اعلمي ، حاج ميرزا حسن معروف به مناقب ، آقاسيدصدرالدين صدر ، آقاسيد محمدتقي خوانساري ، آقاسيد محمدحجت كوه كمري ، امام خميني ( ره ) و آيت الله سيد شهاب الدين مرعشي نجفي استفاده نمود. [ مجله نامه فرهنگ ، شماره 16 ، زمستان 1373 ]


    زمان و علت فوت: دكتر عباس زرياب خويي در 14 بهمن 1373 ه.ش دار فاني را وداع كرد . [ مجله نامه فرهنگ ، شماره 16 ، زمستان 1373 ]


    فعاليتهای آموزشي:
    دكتر زرياب ، پس از آنكه در سال 1322 ه.ش به زادگاه خود بازگشت ، مدتي به تدريس در دبيرستان پرداخت. آنگاه پس از بازگشت از كشور آلمان ، هنينگ ايران شناس نامي ، او را براي تدريس فارسي به دانشگاه بركلي كاليفرنيا دعوت كرد و وي از سال 1341 تا 1343 ه.ش در آن دانشگاه به تدريس پرداخت و سپس استاد تاريخ دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران شد. [ مجله نامه فرهنگ ، شماره 16 ، زمستان 1373 ]

    ساير فعاليتها و برنامه های روزمره:
    دكتر زرياب خويي ، پس از بازگشت از كشور آلمان ، مدتي در كتابخانه ي مجلس سنا به كار مشغول شد. وي از ديرزمان ، عضو انجمن بين المللي شرق شناسي آلمان ، عضو مجمع بين المللي كتيبه هاي ايراني انگلستان ، عضو انجمن فلسفه ، عضو هيئت امناي بنياد فرهنگ ايران ، عضو فرهنگستان تاريخ و عضو بنياد شاهنامه فردوسي بود. وي با استاد مينوي در تصحيح شاهنامه همكاري نزديك داشت و مواد بسياري از دايرة المعارف فارسي زيرنظر استاد مصاحب ، به قلمِ اوست. [ مجله نامه فرهنگ ، شماره 16 ، زمستان 1373 ]

    ................................................................................................................................

    دكتر مرتضی شمس

    در حال حاضر از شاعران قوی و پراحساس آذربایجان غربی است او فرزند مرحوم پزشك میرزا حبیب است كه در تاریخ 1307 شمسی در خوی متولد شده است. دكتر شمس پس از اتمام تحصیلات ابتدائی و متوسطه در زادگاه خود برای ادامه تحصیلات عالیه عازم تبریز شد و از دانشگاه آنجا به أخذ درجه علمی دكترا در طب نائل گردید. دكتر مرتضی شمس با اینكه از پزشكان حاذق و قابل اعتماد به شمار می رود و در رشته بیماریهای كودكان حذاقت قابل توجهی دارد معهذا علیرغم رشته ای كه برای تعلیم و تعلم برگزیده است به مقتضای عالم شعر و شاعری بیشتر اوقات در دنیای تخیل سیاحت می كند و محصول این سیر معنوی اشعار بسیار لطیف و دلكشی است كه ارمغان صاحبدلان میكند. دكتر شمس علاوه بر اینكه شاعری عالی مرتبت است در نویسندگی و ترجمه نیز دست دارد و او اولین كسی بود كه گلهای اندوه «شارل بودلر» را به نام «گلهای رنج» به فارسی برگردانید و الحق كه خوب از عهده برآمد. شمس در دنیای طب نیز تألیفاتی دارد و از آن جمله می توان كتابهای «كهیر مالاریائی و ویتامین ب 1 و درمان بیماریهای كودكان» را نام برد. ضمناً مجموعه هائی از اشعار او نیز به نام «افسانه رؤیا ، هذیان یادها و اشك شب» به چاپ رسیده است.

    اینک نمونه هایی از اشعار پراحساس و دلنشین این شاعر نازک خیال آذربایجان غربی:

    بهار

    چه گلگون شرابی چه زیبا بهاری

    لبی ، بوسه ای ، ناله آبشاری

    شبی ماهتاب است و باران نقره

    فرو ریزد از برگهای چناری

    تنی مرمرین و هوسناك و وحشی

    چه خوش می شكوفد در آغوش یاری

    سر خسته را پونه ای می گذرد

    به دامان آشفته جویباری

    «مرا دوست داری ؟« لبی می شكوفد

    زجام لبی می چكد «آری ، آری»

    من از باده بوسه های تو مستم

    تو گلگون شرابی تو زیبا بهاری

     

    این هم غزل شور انگیز دیگر :

    دْرد شرابم و ته مینا نشسته ام                 خاكم به پای نرگس شهلا نشسته ام
    فرسوده ام از اینهمه آواره گشته ام             چون قایقی شكسته بدریا نشسته ام
    آشفته موی و تشنه لب و پای كوفته           بر كوره راه چشمه غمها نشسته ام
    از دیده سیاه شب افتاده ام چو اشك           در دامن سپیده فردا نشسته ام
     









راهنمای نصب

راهنمای نصب:


راهنمای دانلود: در صورت مشکل داشتن لینک دانلود لطفاً از طریق پشتیبانی و یا از قسمت نظرات پایین همین صفحه اطلاع دهید تا لینک بررسی شود. با نرم افزار مدیریت دانلود ( اینترنت دانلود منیجر ) دانلود نمایید.

مشخصات

فرمت :

زبان :

تعداد صفحه :

اندروید مورد نیاز :

نویسنده : زینال
تاریخ ارسال این مطلب : 1394/01/18
عنوان این مطلب : شخصیتهای معاصر در شهر خوی
دسته : تحقیق،جزوه،پروژه »
آدرس کوتاه این مطلب : www.zeynal.ir/3166.html

نظرات شما

نظر شما
نام شما:
ایمیل:
وبسايت:
کد تایید:
نظر خود را در کادر زیر بنویسید

پسورد تمامی فایلهای فشرده شده www.zeynal.ir می باشد.

دانلود Hamrah site zeynal v5.3 - نرم افزار همراه سایت زینال


  • http://zeynal.ir/uploads/z/zeynal/375276.jpg


    برنامه همراه سایت زینال در نسخه اندروید منتشر شد. شما کاربران با نصب این برنامه در گوشی اندروید خود ، میتوانید به راحتی از سایت بازدید کرده و از به روزرسانی آن آگاه شوید. با نصب این برنامه در گوشی موبایل یا تبلت ، در هر جا که باشید میتوانید از سایت بازدید نموده و از مطالب آن استفاده کنید.