https://www.zeynal.ir/imagemataleb/Hod-Hod-1.jpg

 

 

حضرت سلیمان(ع) یکی از پیامبران بزرگ خداست. او هم پیامبر بود و هم حاکم و فرمانروای مردم؛ خداوند قدرتهای زیادی به او داده بود. مثلاً باد را به فرمان او در آورده و زبان پرندگان و حیوانات را به او آموخت و جن ها در اختیار او بودند و هر چه او میگفت انجام میدادند. به دستور او به اعماق دریاها میرفتند و برایش مروارید و مرجان بیرون می آوردند.
حضرت سلیمان(ع) ارتش منظم و بزرگی داشت. این ارتش از بخشهای مختلف تشکیل میشد. از جمله سپاه پرندگان که هُدهُد رئیس این سپاه و مسئول اطلاعات و اخبار بود.

روزی حضرت سلیمان از سپاه پرندگان دیدن کرد، اما هُدهُد را در میان آن ها ندید. پرسید: هدهد کجاست؟ کسی جواب نداد… حضرت سلیمان به خاطر این که هدهد بدون اجازه ی او غیبت کرده و به جایی رفته بود، خیلی ناراحت شد و گفت: اگر دلیل قابل قبولی برای غایب بودنش نداشته باشد، او را مجازات خواهم کرد. وقتی هدهد برگشت ، پرنده ها به او گفتند: سلیمان از دستت ناراحت است. گفت که اگر غیبت تو از روی بی توجهی یا بازی بوده باشد ، مجازاتت میکند.
هُدهُد به سرعت به پرواز درآمد و نزد سلیمان رفت. وقتی هُدهُد به نزد سلیمان رسید، گفت: ای پیامبر بزرگوار ؛ به سرزمین سبا رفته بودم. در آن جا زنی را دیدم که حاکم آن سرزمین بود. آنها مردمی ثروتمند هستند و تخت سلطنتی بزرگی دارند ، اما با وجود این که خدای مهربان به آنها همه چیز داده است ، به خدا ایمان ندارند. آنها خورشید را خدای خود میدانند و آن را پرستش میکنند.

حضرت سلیمان گفت: خواهیم فهمید که راست میگویی یا نه ؛!  این نامه را از طرف من به آنها برسان و ببین چه واکنشی از خودشان نشان میدهند.

هدهد رفت و نامه حضرت سلیمان(ع) را در اتاق ملکه سبا انداخت. ملکه سبا ، وزیران و بزرگان دربار را جمع کرد و به آنها خبر داد که حضرت سلیمان برایش نامه ای فرستاده و از او خواسته که دست از خورشید پرستی بردارد و به جای آن به خدا ایمان بیاورد و بر او سجده کند. بزرگان دربار ملکه سبا گفتند: با سلیمان میجنگیم!  اما ملکه ترسید که در این جنگ شکست بخورد ، از این رو به جای جواب دادن به نامه حضرت سلیمان ، هدیه ای برایش فرستاد. ولی سلیمان هدیه را پس فرستاد و پیغام داد که به زودی با لشگری فراوان به سویشان حرکت میکند. وقتی پیغام سلیمان به ملکه رسید ، خودش نزد حضرت سلیمان رفت و با تعجب دید که تخت سلطنت او در قصر سلیمان است و آن حضرت با قدرتی که خداوند به او داده ، آن تخت را به دربار خود انتقال داده است. چون ملکه سبا این معجزه و معجزه های دیگری را به چشم خود دید ، به خدای یکتا ایمان آورد.

و این چنین بود که هُدهُد زیبا نقش زیادی در ایمان آوردن مردم سرزمین سبا و روی گرداندن آنها از خورشید پرستی داشت ، حضرت سلیمان(ع) هم چون دانست که او راست گفته است ، از وی خوشنود و راضی شد.

 

 

 

منبع: تبیان