ذهن های بزرگ درباره ایده ها بحث میکنند ، ذهن های معمولی درباره رخدادها و ذهن های کوچک درباره مردم !!!

https://www.zeynal.ir/imageghaleb/shabe-yalda-1397.jpg

 

https://www.zeynal.ir/imagemataleb/almomen-1.jpg

 

مفهوم جمله « المومن مراه المومن » چیست؟

پیامبر خدا (ص) فرمود: «المؤمن مرآت المؤمن؛ مؤمن آیینه مؤمن است» زیرا مؤمن اگر به برادر مؤمن خود رسید او را همان طور که هست به او می نمایاند؛ اگر عیبی داشت به او متذکر میشود تا برطرف کند و اگر زیبا بود، نشانش میدهد تا هم شکرگزار شود (چنانچه رسول خدا (ص) وقتی به آینه نگاه میکرد خدا را به خاطر زیبایی صورتشان شکر میکردند) و هم از مقدار زیبایی خود آگاه شود و سعی کند خود را زیباتر کند.

«اَلمؤمِنُ مِرآتُ الْمُؤمِنْ» مؤمن آینه مؤمن است. یعنی هر که مؤمن است باید که بر سبیل شفقت به حالِ مؤمنان نگرد. و اگر کار ناصوابی از یکی به حاصل آید ( روی دهد ) که تعلق به دین یا به دنیا یا به ادب نفس دارد، وی را پنهان نصیحت کند؛ و امیرالمؤمنین علیه السلام گوید: نصیحت پیشِ مردم ، سرزنش و ملامت بود.

امامان ما گاهی در قالب یک مثال وتشبیه به اندازۀ یک کتاب با ما حرف زده اند و حدیث زیبایی است از امیر المؤمنین علیه السلام که فرمود : « المؤمن مراه المؤمن » نکاتی جالب از این حدیث استفاده میشود که حاوی آئین دوست یابی است:

۱- آینه عیب و ایراد و آلودگیها را نشان میدهد . مؤمن هم باید عیب برادرش را بگوید و ترس و خجالت مانع نشود.

۲- آینه در کنار عیبها زیباییها را هم نشان میدهد. مؤمن هم باید در کنار نقاط منفی نقاط مثبت را هم مطرح کند.

۳- آینه عیب را او برو میگوید مؤمن هم نباید غیبت کند بلکه به خود شخص بگوید

 

دوست دارم که دوست عیب مرا همچو آینه روبر گوید                      نه چنان نشانه با هزار زبان پشت سر رفته مو به مو گوید

 

۴- آینه عیب را بی سر و صدا میگوید مؤمن هم باید آرام بدون اینکه دادو فریاد و آبروریزی کند برادرانه عیب برادرش را مطرح کند.

۵- آینه عیب را بزرگ نمیکند به همان اندازه که هست نشان میدهد مؤمن هم باید انصاف داشته باشد عیب برادرش را بزرگ نکند.

۶- آینه بخاطر صاف بودنش عیب را میگوید مؤمن هم باید روی صفا و صمیمت نه کینه انتقاد کند.

۷- برای آینه همۀ مردم یکسان هستند برای او تفاوتی ندارد شهری و روستایی یا سواد و بی سواد صاحب مقام و ثروت و … مؤمن هم نباید تحت تأثیر شخصیت افراد قرار گیرد بلکه باید بخاطر خداوند انتقاد کند.

۸- اگر آینه را بشکنند هر قطعه ای از آینه های شکسته کارش خودش را میکند دست بردار نیست مؤمن هم هر چه تحت فشار قرار گیرد ساکت نمیشود وانتقاد خود را میکند.

۹- اگر روی آینه گرد و غبار بنشیند دیگر عیب را نشان نمیدهد و مؤمن هم اگر خودش آلوده باشد حرفش اثر نمیکند.

۱۰- ما از مقابل آینه راضی بر میگردیم هیچوقت از آینه ناراحت وعصبانی نمیشویم .لذت میبریم که عیب ما را گفت و جلو رسوایی ما را گرفت مؤمن هم وقتی عیب ما را گفت نباید از او رنجیده شویم.

این تشبیه بسیار زیبا، میتواند نکات بسیاری را در برداشته باشد که به ده نکتۀ آن از کتاب «تمثیلات» ( به انضمام بعضی ابیات برگرفته از دیوان اشعار شاعران ) اشاره میکنیم:

۱- مثل آیینه باشیم، هم زیبایی دیگران را ببینیم و هم نقاط ضعف آنان را، مثل مگسی نباشیم که فقط روی زخم و جراحت می نشیند.

 

« با بد و نیک است یک رنگی هوس آیینه را /  نیست اظهار خلاف هیچ کس آیینه را »  (بیدل دهلوی)

 

۲- مثل آیینه باشیم، نه مثل ذرّه بین ؛ عیب مردم را بزرگتر از آنچه هست نبینیم.

۳- مثل آیینه باشیم، نه مثل شانه. آینه روبرو عیبها را میگوید ولی شانه پشت سر رفته و در میان موها میگوید.

۴- آیینه، مراعات مقام و شخصیّت افراد را نمیکند و گرفتار تهدید و تطمیع نمیشود.

۵- آیینه زمانی میتواند کارایی داشته باشد که غبار نگرفته و صاف و صیقلی باشد. انسان نیز زمانی میتواند انتقاد سازنده داشته باشد که خودش دارای عیب نباشد.

 

«چشم فرو بسته ای از عیب خویش / عیب کسان را شده آیینه پیش» (مخزن الاسرار، نظامی)

«آینه ی دل چون شود صافی و پاک / نقش ها بینی برون از آب و خاک» (مثنوی مولانا، دفتر دوم)

 

۶- شکستن آیینه به خاطر آن که عیب ما را نشان میدهد خطاست، آزردن کسانی که انتقاد میکنند نیز نارواست.

«آینه ار نقش تو بنمود راست / خود شکن، آیینه شکستن خطاست.» (مخزن الاسرار، نظامی)

۷- اگر آیینه را بشکنند، قطعات آن هم عیب ما را نشان میدهد ؛ مومن را نیز اگر اذیّت کنند، باز دست از کارش بر نمیدارد.

۸- آیینه به خاطر صیقلی بودن عیب ما را میگوید ؛ مومن نیز بر اساس صفا و صداقت باید عیب برادر دینی خود را بگوید نه بر اساس کینه و انتقام.

۹- آیینه عیب ما را در خود نگه نمیدارد، همین که از برابر آن کنار برویم، عیب ما از صفحه آن پاک میشود. مومن نیز باید روبرو عیب را تذکر دهد و چون از او جدا شدیم، عیب ما را در دل خود نگه ندارد.

 

«صورت نبست در دل ما کینۀ کسی / آیینه هرچه دید فراموش میکند.» (سلیم تهرانی)

«کفرست در طریقت ما کینه داشتن / آیین ماست، سینه چون آیینه داشتن» (طالب آملی)

«ز یاران کینه هرگز در دل یاران  نمی ماند / به روی آب جای قطره باران  نمی ماند» (بیدل)

 

۱۰- کسی عیب خود را میفهمد که بخواهد بفهمد، وگرنه ممکن است انسان به آیینه نگاه سطحی بکند، ولی به فکر بررسی عیبهای خود نباشد.