ذهن های بزرگ درباره ایده ها بحث میکنند ، ذهن های معمولی درباره رخدادها و ذهن های کوچک درباره مردم !!!

https://www.zeynal.ir/imageghaleb/shabe-yalda-1397.jpg

 

https://www.zeynal.ir/imagemataleb/arbaeen-1.jpg

 

اربعین حسینی روز 20 صفر و چهلمین روز واقعه کربلا و شهادت امام حسین (ع) است.

اربعین حسینی در ایران
روز 20 صفر در ایران تعطیل رسمی است و همه شیعیان در این روز به عزاداری می‌پردازند و راهپیمایی گسترده شیعیان به سوی کربلا، در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین و گسترده‌ترین مراسم عزاداری شیعیان جهان تبدیل شده و حتی در زمره بزرگترین اجتماعات مذهبی جهان قرار گرفته است. هم اکنون بیشترین زائرانی که در اربعین از دیگر کشورها به عراق می‌روند از ایران‌اند.

روز بازگشت اسیران کربلا
مشهور است که اسیران کربلا روز 20 ماه صفر سال 61 ه‍.ق در بازگشت از شام، برای زیارت مدفن امام حسین(ع) به کربلا آمده‌اند. همچنین در این روز جابر بن عبدالله انصاری به زیارت قبر امام حسین (ع) آمده است. زیارت اربعین از اعمال خاص این روز است که بنابر روایتی از امام حسن عسکری (ع) یکی از پنج نشانه مومن دانسته شده است.

در مورد زمان بازگشت اسرای اهل بیت به کربلا پس از واقعه عاشورا سه نظر مطرح است:

برخی معتقدند این زیارت در سال نخست روی نداده و بلکه به دلیل دوری مسافت، اصلا چنین زیارتی ممکن نبوده، زیرا پیمودن مسیر کوفه تا شام و سپس بازگشت به کربلا در مدت زمان 40 روز، برای کاروان اسرای کربلا ممکن نبوده است. محدث نوری و شیخ عباس قمی طرفدار این نظریه هستند. علاوه بر این که گزارش معتبری نیز بر اثبات این رویداد در دست نیست.

برخی ضمن پذیرش اصل بازگشت کاروان اسرای اهل بیت به کربلا در مسیر شام به مدینه، زمان آن را حدود پایان ماه صفر و اوایل ربیع الاول و یا زمانی بعد از آن دانسته‌اند. برخی دیگر، اربعین سال‌های بعد را زمان این رویداد شمرده‌اند.

(بیشتر…)

تاریخ انتشار: ۹۷/۰۸/۰۸ نویسنده : زینال

 

https://www.zeynal.ir/imagemataleb/payambar-1.jpg

 

چرا از پیامبر اکرم ابتدا با لقب عبد و بعد با لقب رسول الله یاد میشود؟

 

عبد به چه مفهوم است؟ در زمان حیات پیامبر (ص) عبد به چه کسانی اطلاق می‌شد؟
اگر به ما عبد به همان مفهوم رایج در زمان نبی‌اکرم (ص) بگویند غرور ما جریحه‌دار نمی‌شود؟ این موضوع قابل تعمق و بررسی است. مرحوم علامه طباطبایی در کتاب سنن‌النبی روایت معتبری را در حالات و اخلاق پیامبر نقل می‌کند که برخورد ایشان با مردم عبد گونه بوده است. آیا شأنیت و کفویت برای پیامبر مطرح نبوده است؟ می‌بینم مادر پنج یا شش امام معصوم (ع) شیعیان کنیز بوده‌اند. ]آیا کنیز در آن زمان به مفهوم کلفت بوده یا خیر؟ معلوم نیست زیرا کلفت مالک نفسش است ولی کنیز اینگونه نیست[. معاذ الله آیا شأنیت و کفویت برای امامان مطرح نبوده است؟
از القاب و عناوینی که در قرآن به پیامبر نسبت داده شده است عبد بودن است.
(سبحان الذی اسری بعبده لیلاً من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله)
آیا این اخلاق در حیطه فعالیت ما حل شده است؟
اگر بتوانیم از بندهای شیطان درونی رهایی یابیم و در فضای باز و آزاد قرار گیریم شاید ما هم چنین خصوصیتی پیدا کنیم.
ممکن است این سئوال مطرح باشد که این ویژگی، مخصوص پیامبر اکرم (ص) است چه ارتباطی با ما دارد؟ باید گفت: پیامبر اسوه است ]لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه[ به خصوص برای ما که مبلغیم. همانگونه که پیامبر مبلغ بود ]و ما علی‌الرسول الا البلاغ[.
کونوا دعاه النّاسِ بغَیر السنتکم. رساندن پیام تنها با گفتار نیست بلکه رفتار ما باید مؤید گفتارمان باشد.
وقتی قال‌الصادق(ع) می‌گوئیم مردم به رفتار ما در گذشته و حال توجه دارند و نحوه زندگی ما در محیط اداری و خانوادگی به ذهنشان خطور می‌کند. لذا داشتن القاب پیامبر (ص) که در قرآن و روایات ذکر شده، ضروری است. به خصوص قرآن که قطعی الصدور است. توجه نمائیم که پیامبر (ص) چه خصوصیاتی داشته که با دارا بودن آنها، مبلغ خوبی بوده است.
اما از القاب پیامبر رسول الله هم بوده چرا پیامبر بعد از عبد الله بودن رسول الله شده.
رسول الله به معنای کسی که رسالتی از جانب خداوند بر عهده اوست و کسی که باید مسئولتی خدایی را انجام بدهد. پس از مبعوث شدن محمد به پیامبری وی از جانب خدا مسئول تبلیغ دین اسلام گردید.

(بیشتر…)

تاریخ انتشار: ۹۷/۰۸/۰۸ نویسنده : زینال

 

https://www.zeynal.ir/imagemataleb/otobos-shologh-1.jpg

 

انشای شماره یک:

داخل اتوبوس جای سوزن انداختن نیست، همه صندلی ها پر شده و چند برابر آن جمعیت، سرپا ایستاده اند و با حسرت آنها را که نشسته اند، تماشا می کنند و در دل خدا خدا می کنند که در ایستگاه بعدی مسافری که روی صندلی نشسته پیاده شود تا شاید شانس بیاورند و از فشار جمعیت خلاص شوند. اتوبوس آنقدر شلوغ است که اگر کسی بخواهد پیاده شود باید از یک ایستگاه قبل خودش را آماده کند. در این میان خیلی وقت ها پیش می آید که به دلیل ازدحام جمعیت، مسافری نتواند در ایستگاه مورد نظر پیاده شود و آن وقت است که گاهی کار به بحث و درگیری لفظی بین مسافر و راننده می انجامد. آن پایین وضع به مراتب بدتر است. آنها که به هیچ قیمتی حاضر نیستند تا رسیدن اتوبوس بعدی انتظار بکشند، خود را به درهای اتوبوس در حال حرکت چسبانده اند، که شاید دل مسافران به رحم بیاید و کمی مهربان تر بایستند تا آنها بتوانند خودشان را به داخل بکشند. راننده با دیدن این وضع فریاد می زند: «هل ندهید تا چند دقیقه دیگر اتوبوس می آید»، اما مسافران بی اعتنا به گفته راننده همچنان در تلاشند حتی به قیمت ماندن بین درها و به جان خریدن خطر سقوط از اتوبوس در حال حرکت خود را به مقصد برسانند. تجربه به آنها که مسافر اتوبوس های شهرمان هستند ثابت کرده، اتوبوس خلوت و صندلی خالی رویایی است که شاید با ساعت ها انتظار در ایستگاه اتوبوس هم رنگ واقعیت به خود نگیرد.

 

انشای شماره دو:

همیشه شلوغی و بی نظمی انسان را میازارد و ذهن اورا بهم می ریزد و گاهی نیز باعث تاخیر میشود اما انسان همیشه به دنبال راهی بوده که خود را از شلوغی رها کند وبه آرامش برسد . مانند همیشه برای رسیدن به محل کارم باید سوار اتوبوس میشدم به ایستگاه اتوبوس رسیدم کمتر زمانی میشد که ایستگاه خلوت باشد و امروز مثل همیشه پراز انسان های مختلف بود پیر وجوان کودک و بزرگسال تا که بعد از چند دقیقه اتوبوس رسید در اتوبوس باز شد و همه خود را به آن رساندند و سوار شدند .چند ثانیه نگذشته بود که صندلی ها پر شدند وجایی برای نشستن نبود برای نشستن صندلی ها را نگاه میکردم اما دریغ از یک صندلی هوا خیلی گرم بود برخی از پنجره های اتوبوس باز بود و باد گرمی به صورتم می خورد اما حداقل بهتراز گرمای طاقت فرسای داخل اتوبوس بود .راننده هر از چند گاهی با دستانش صورتش را باد میزد. کودکی از شدت گرما و شلوغی گریه میکرد تصمیم گرفتم خودم را سرگرم کنم روز نامه ای برداشتم و شروع به خواندن کردم با هر ترمز اتوبوس تکان می خوردم و حواسم پرت میشد دستم را به میله اتوبوس گرفتم تا سر جایم ثابت بمانم .به ایستگاه بعد رسیدیم برخی از افراد پیاده شدند واز شلوغی کمی کاسته شد سکوتی بر فضای اتوبوس حاکم شد. روی صندلی نشستم از شیشه به بیرون نگاه می کردم مردم پراز شورو هیاهو هرکس به کاری مشغول بود میدویدند روی چرخ زندگی در تکاپوی امید وخوشبختی. کم کم به محل کارم نزدیک میشدم دیگر از شلو غی آن روز کلافه نبودم دیگر خسته نبودم از آن همهمه با دیدن آن انسان ها امیدی دوباره یافتم. بالاخره رسیدم و از اتوبوس پیاده شدم ومن نیز به جمع آنها پیوستم شاید هرروز اتفاقاتی مانند امروز پیش میامد وزندگی تکراری به نظر میرسید اما هر وقت که با دقت به زندگی و جزئیات آن توجه میکردم یک روز خاص وجدید بود .

(بیشتر…)

تاریخ انتشار: ۹۷/۰۸/۰۸ نویسنده : زینال

 

https://www.zeynal.ir/imagemataleb/zanbor-asal-1.jpg

 

زنبورهای یک کندو شامل یک ملکه ، چند صد زنبور نر و چندین هزار زنبور کارگر می‌باشد. در تابستان و بهار که زنبورها فعالیت زیادی برای جمع آوری شیره دارند کندو ممکن است 7 – 5 کیلو زنبور داشته باشد و تعداد زنبورهای نر در این موقع زیادتر از هر موقع دیگر در کندو دیده شوند. هر یک از این دو نوع زنبور وظیفه خاصی دارند ولی منظوری که یک کندو تعقیب می‌نماید عبارت از بقای نسل و یا دفاع و نگهداری کندو می‌باشد و نظر انفرادی در بین نیست و هیچکدام از آنها در نتیجه سعی انفرادی قادر نیستند که برای مدت طولانی زنده بمانند و بنابراین هدف آنها بطور دسته جمعی انجام می‌گیرد.

 

ساختار بدن زنبور عسل

سر

در جلوترین قسمت بدن قرار داشته و شامل اعضای زیر است: دو عدد چشم مرکب ، سه عدد چشم ساده ، دو عدد آنتن و دهان با خرطوم. بزرگی چشمها وسیله‌ای است که زنبوردار به کمک آن به راحتی می‌تواند زنبور نر را از کارگر تشخیص دهد. زیرا چشمهای زنبور نر بزرگتر بوده و از عقب سر بهم می‌رسند، ولی در زنبور کارگر و ملکه بهم نمی‌رسند. کار آنتنها ، لمس کردن و بوییدن است. زنبور به کمک خرطوم ، شهد را از روی گلها جمع آوری و از راه دهان به داخل کیسه عسلی می‌فرستد.

 

سینه

از سه حلقه کیتینی درست شده و اعضای زیر به آن اتصال دارند: چهار عدد بال یا پر که دو عدد آنها بالهای جلویی و دو عدد دیگر بالهای عقبی هستند. شش عدد پا که جفت عقب آن دارای حفره‌هایی به نام سبد می‌باشند و زنبور عسل در دوران فعالیت خود گرده‌های گل در آن پر و با خود به کندو حمل می‌کند. این سبدها در کارگران بزرگتر از نرها هستند.

 

شکم

در قسمت انتهایی بدن قرار داشته، از 6 حلقه کیتینی پشتی و 6 قطعه شکمی تشکیل شده است. در انتهای شکم مخرج برای دفع مدفوعات دیده می‌شود. از راه همین مخرج ، زنبور قادر است خاری را که در داخل بدنش جای دارد، خارج کرده و نیش بزند. زنبور نر نمی‌تواند نیش بزند، چون اصلا نیش ندارد.

(بیشتر…)

تاریخ انتشار: ۹۷/۰۸/۰۸ نویسنده : زینال
تاریخ انتشار: ۹۷/۰۸/۰۷ نویسنده : زینال

 

http://www.zeynal.ir/imagemataleb/Pol-khaton-1.jpg

 

پل خاتون خوی که در این شهرستان مشتاقان زیادی برای بازدید دارد بسیاری از ایران شناسان و جهانگردان از سراسر جهان برای دیدن این شهرستان آمده اند و از مناطق دیدنی و این پل تاریخی خوی آن بازدید کرده اند این شهرستان که در شمال غرب ایران واقع شده است از کهن ترین مراکز تمدن ایران به حساب می آید و از آن جهت که حوادث تاریخی فراوانی بر ان گذشته اهمیت و این پل خاتون ارزش خاصی بین گردشگران پیدا نموده است . همچنین شهرستان خوی در مسیر جاده تجارتی شرق و غرب و جاده ابریشم واقع گردیده است .

این پل تاریخی خوی دارای هفت دهانه طاق نما و تزئین شده است که از میان آن ها آب جریان دارد در ساخت قسمت فوقانی این پل از آجر استفاده شده است. امروزه دیگر از این پل استفاده نمی شود ولی در عوض از پلی که در راستای آن ساخته اند مردم عبور و مرور می کنند. این پل در راستای جاده خوی به ارومیه بر روی رودخانه قطور و در 3 کیلومتری جنوب شهرستان خوی واقع شده است. پل تریخی خوی در زمان های قدیم محل عبور کاروان های عثمانی بوده است و تا چند سال پیش نیز مردم برای رفت و آمد از این پل استفاده می کردند. .در دوره سلجوقیان واژه ی خاتون رایج بوده است و پژوهشگران از آن جهت که در دوره سلجوقیان از واژه خاتون برای زنان بزرگان نظام استفاده می شده است ساخت این پل را منتسب به دوران سلجوقیان می دانند.

(بیشتر…)

تاریخ انتشار: ۹۷/۰۸/۰۶ نویسنده : زینال

 

https://www.zeynal.ir/imagemataleb/afv-bakhshesh-1.jpg

 

عفو و بخشش یکی از فضیلت ها ومنش های نیک در رفتار واخلاق انسانی است کسانی که رنگ خدایی به خود می گیرند انسانهای با گذشتی هستند که از خطا وگناه واشتباه دیگری چشم میپوشند عفو به معنی گذشت از گناه وخطای دیگری و خودداری از مجازات خطا کار وگناهکار میباشد.

مفهوم عفو

عفو واژه عربی و به معنای زمین رها و مغفولی است که هیچ گامی بر آن نهاده نشده و هیچ آثاری در آن نیست. همچنین به معنای آب بیش از نیازی است که بدون سختی و زحمت به دست می‌آید. این واژه سپس به معنای رها کردن حق و حقوق و نیز گذشت و بخشش از خطا و گناه دیگری به کار رفته است. یکی از راه های رسیدن به بسیاری از کمالات ومقامات انسانی است که در آیات قرآن بیان شده است هر کسی که بخواهد مصداق عناوین بلند ومقامات والایی چون نیکو کاری وشکیبایی وپرهیزکاری شود واز محبت وگذشت الهی برخوردار گردد وبسیاری از بلاها ومصیبت ها وگرفتاری ها را رفع کند ودر نزد مردم بزرگ ومحبوب شود واز رحمت خاص خداوندی وعنوان محبوب وحبیب الهی بهره مند گردد باید از این راه سود جوید. عفو به معنای کنترل ومهار خشم وعواطف وچشم پوشی از حقوق خود است واین موجب می شود تا انسان صبر را در مقام خشم وغضب تجربه کند تکرار این گونه اعمال در انسان باعث می شود تا صبر وشکیبایی در انسان تقویت شود وآدمی به پاداش صابران برسد به این معنی که مقام صابران پاداش عمل عفوی می شود که خود مصداق صبر حالی وحالتی بوده است وخداوند در آیات ۳۴و۳۵سوره فصلت صبر را عاملی برای گذشت انسانها در برابر بدی ها می شمارد.

بسیاری از مردم در این اندیشه اند که بتوانند به مقامات بلند انسانی دست یابند واز فواید وآثار آن بهره مند گردند این اشتیاق در جوانان بیشتر از سایر اقشار مشاهده می شود از آنجائیکه از نظر بدنی وآرزوها وآمال در جایگاهی قرار دارند که هر چیزی را می جویند ودر پی هر نام ونشانی می روند تا ناشناخته هارا کشف ونایافته هارا بیابند علاقه واشتیاق شگفتی برای دست یابی به کمالان ومقامات از خود نشان می دهند آنان در جستجوی عرفان ومقامات عرفانی ویا راز ها ورمزها ی طبیعت درون وبیرون به سوی هر کسی کشیده شده وبه هر جایی سرک می کشند در بسیاری از موارد با شکست روبرو می شوند وبه سبب عجله در دست یابی به هر چیزی در دام نا اهلان می افتند این در حالی است که قرآن راه های بسیار ساده وروشنی را پیش هر کسی که در جستجوی حقیقت ومقامات وکمالات انسانی است قرار داده است یکی از آموزه های قرآنی برای دست یابی به کمالات راه عفو وگذشت است.

(بیشتر…)

تاریخ انتشار: ۹۷/۰۸/۰۶ نویسنده : زینال

 

https://www.zeynal.ir/imagemataleb/Ehteram-1.jpg

 

پدر و مادر به عنوان دو انسان فداکار و زحمتکش که تمام بار مسئولیت های مربوط به تربیت فرزند را بر دوش دارند، در نزد خداوند از جایگاه منحصر به فردی برخوردار هستند به طوری که در چندین آیه قرآن کریم، بر لزوم اطاعت و تکریم آنها فرمان داده شده است و ذات باری تعالی نام آنان را در ردیف نام خود قرار داده و بر رعایت مقام و منزلت آنها تأکید نموده است. در مقاله حاضر نویسنده ضمن تشریح موضوع احترام، به پاره ای از تأکیدات قرآن درخصوص ضرورت تکریم پاسداشت مقام پدر و مادر اشاره کرده است که اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم.

● جایگاه احترام در جامعه و رفتارهای انسانی

احترام در حوزه کنش های ارتباطی از جایگاه خاصی برخوردار است. اصولا انسان های بی احترام نمی توانند اجتماعی را تشکیل دهند. از این رو احترام متقابل به عنوان عنصر و مولفه اصلی در ایجاد جامعه دارای جایگاه و اهمیت خاصی است. باحفظ حریم ها و حرمت هاست که زمینه تعامل سازنده و مثبت میان دو شخص فراهم می شود. به هر حال دو شخص، شخصیت ها و اندیشه ها و خواسته ها و منافع و نیازهای مستقل و جداگانه ای دارند و گاه این تفاوت ها خود عامل مهمی برای اختلاف و جدایی است. از این رو برخی از اندیشمندان چون استاد مرتضی مطهری بر این باور هستند که اصل، در میان انسان اختلاف است و تنها با بهره گیری از اصولی انسانی می توان آن را به اتحاد تبدیل کرد.

علامه طباطبایی خاستگاه و ریشه آن را در اصل استخدام می داند و بر این نکته تأکید می ورزد که استخدام، خود عاملی مهم در ایجاد اختلافات و هم چنین ایجاد و پدیداری جوامع است. به این معنا که دو شخص با دو شخصیت مستقل و متفاوت با یک دیگر، اختلاف طبیعی دارند ولی از آن جایی که می کوشند منافع خود را که به تنهایی قابل دست یابی نیست با استخدام و بهره گیری از دیگری برآورده سازند و لذا با دست کشیدن از برخی خواسته های کوچک تر و ریزتر و کوتاه آمدن از برخی دیگر، اجتماع را تشکیل می دهند تا با بهره گیری و استخدام دیگری به خواسته ها و منافع بزرگ تری دست یابند. البته استخدام و ایجاد اجتماع، پیامدهای نابهنجار و تضادهایی را به همراه دارد که گاه به تنازع و حتی درگیری های خشونت آمیز می انجامد. از این روست که قانون برای جلوگیری از افزایش اختلافات و تنازع به وجود آمد.

به هر حال اصول اجتماع بر پایه احترام متقابل و حفظ قانون و رعایت آن نهاده شده است. البته پیش از این که قانون حضور یابد احترام متقابل است که پایه های اجتماع را حفظ می کند و جامعه را معنا می بخشد. دو شخص، تنها زمانی نیاز به قانون می یابند که نتوانند با توجه به اصول انسانی و ظرفیت های عاطفی و اخلاقی با یک دیگر تعامل سازنده داشته باشند و کنار بیایند.

زمانی قانون پا به میدان می گذارد که عواطف و اصول اخلاقی انسانی نتواند تعامل را در موقعیت خود به درستی حفظ و برقرار کند. از این زمان است که عقل به شکل قانون حضور می یابد و با اصول خشک و غیرعاطفی و احساسی می کوشد تا تعادلی میان دو سوی درگیری برقرار کند.

بنابراین احترام که خاستگاهی عاطفی و احساسی دارد عاملی مهم و اساسی در حفظ تعادل اجتماعی و بقای ارتباط میان دو شخص و یا اشخاص و یا گروه های اجتماعی به شمار می آید.

(بیشتر…)

تاریخ انتشار: ۹۷/۰۸/۰۶ نویسنده : زینال
تاریخ انتشار: ۹۷/۰۸/۰۶ نویسنده : زینال
تاریخ انتشار: ۹۷/۰۸/۰۶ نویسنده : زینال
تاریخ انتشار: ۹۷/۰۸/۰۵ نویسنده : زینال
تاریخ انتشار: ۹۷/۰۸/۰۵ نویسنده : زینال